کاش بابایی تو غیرت داشتی/ بذر ایمان در دلم می کاشتی+صوت
اشعاری که در ادامه می آید سوال هایی است که از زبان دختر جوان امروز در گفتگو با پدر بر زبان آورده می شود. سولاتی از اوضاع فرهنگی و واقعیات و آرمانها یی که شاید بعد از جنگ فراموش شده باشند و جوان امروز در میان کارزار بزرگ و جنگ عظیم فرهنگی دوران خود به دنبال پاسخ آن است.
این شهر سروده حجت الاسلام حلوائیان استاد حوزه و دانشگاه است که در یادواره 34 شهید محله شهدای بابلسر تقدیم شد.
زندگی بر سبک غربی کرد دور
غرق در ظلمت شدم غافل ز نور
بعد هجده سال من در راهیان
تازه بشنیدم جواب از راویان
متن کامل این شعر به همراه صوت در ادامه.
من نمی دانم که آوینی که بود
قصد شوم شرکت دیزنی چه بود
من هزاران فیلم غربی دیده ام
کارتون زیبای باربی دیده ام
غرق در پو یا نمایی ها شدم
من شبیه هانا مونتا نا شدم
من ندیدم قهرمانی چون زورو
یا چو مرد عنکبوتی تیز رو
من همه نادیده ها را دیده ام
پای ماهواره چه ها بشنیده ام
بهتر آن باشد که بر بندم دهن
شرمم آید که بگویم من سخن
این سوالم را بده بابا جواب
فرق داعش چیست با اسلام ناب
دینما ظلم و خشونت می کند
یا که این جهل است حکومت می کند
ای پدر این شبهه بر من رهزن است
جنگ یعنی فیلم لیلی با من است
جنگ با دشمن به این حد ساده بود
دشمن بعثی چنین وا داده بود
یا علی گفتیم و پیروز آمدیم
فاتح آن جنگ دیروز آمدیم
با نوای جبهه ها دم داشتیم
یا که جنگ نامنظم داشتیم
یک جوابی ده ولیکن ریشه ای
پاسخی مثل آژانس شیشه ای
بچه ایم اما چو شیر بیشه ایم
منزجر از فیلم های گیشه ایم
چ چو چمران شد برایم یک چراغ
از شهیدان کس نمی گیرد سراغ
این چه دعوایی است در دفن شهید
بی ادب از عمر خود خیری ندید
این شهیدان بهر ما جان باختند؟
پیکر خود روی مین انداختند
ای پدر یک استخوان و یک پلاک
چند وجب را پر کند در زیر خاک
جای ایشان گر به دانشگاه نیست
افتخار علم و دانش دست کیست
این شهیدان وطن اخراجی اند
یا که اینها جملگی معراجی اند
نور خورشید ار به جایی عازم است
قبل تابیدن مجوز لازم است؟
گر بیایید یک نسیمی جانفزا
سوی دانشگه نمی باشد روا؟
کاش می گفتی که جنگ نرم چیست
فرق فرهنگ با سلاح گرم چیست؟
کاش می گفتی به من باربی چه بود ؟
نقش او بر دفتر مشقم چه بود؟
کاش می گفتی تو بابایی به من
نیست مثل دخت حیدر شیر زن
سهم من یک گوشی و رایانه بود؟
جنگ و جبهه ای پدر افسانه بود
دخترت بابا فقط خوش لاک بود
یا که چون برگ شقایق پاک بود
آن همه پاکی ببین یکباره رفت
دخترت با آنتن ماهواره رفت
دیده ای تو رقص و آواز مرا
پیش نامحرم سر باز مرا
کاش جای درس موسیقی و ساز
یاد می دادی به من بابا نماز
کاش بابایی تو غیرت داشتی
بذر ایمان در دلم می کاشتی
خواب های هر شبم کابوس شد
هارد جان من پر از ویروس شد
زندگی بر سبک غربی کرد دور
غرق در ظلمت شدم غافل ز نور
بعد هجده سال من در راهیان
تازه بشنیدم جواب از راویان
داشتم من در دلم صد ها سوال
شیر مادر بر تو ای راوی حلال
درد هایم را تو گفتی با سرود
بر خمینی و شهیدان صد درود
مرغ جانم را تو دادی دانه ای
عاشقم کردی تو بر خامنه ای
دانلود صوت از اینجا